تبليغاتX
فیلتر شکن های جدید,جدید،عکس
 

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم,یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچویوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من دریا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی یک سلام و یک درود

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 13:37 |

باز شب شد چقدر تنهايم                      گفته بودي كه شبي مي آيم

باز شب شد و از پنجره ام                   همچنان راه تو را مي پايم

كنج اين پنجره ها شب همه شب             منم و گريه و هاي و هايم

پشت اين پنجره ها تا به سحر                پنجه بر پيكر شب مي سايم

نكند بيهوده عمر خود را                      پشت اين پنجره مي فرسايم

نكند بيهوده تكرار شود                        قصه ي چشم به راهي هايم

باز چون ديشب و شب هاي دگر             مي روم پنجره را بگشايم

باز شب شد شب و از پنجره ام              همچنان راه تو را مي پايم...

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 13:24 |

من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم

 

شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني

**************

تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر

**************

به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد

**************

1)صميمانه به مردم اظهار علاقه کنيد تا شما را دوست بدارند. 2) اگر شخصي در قلب خود به رفيقش احساس علاقه نمود بايد به او بگويد و او را از علاقه خود مطلع سازد. 3)خوشرويي وتبسم کينه توزي را از بين مي برد

**************

در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم

**************

این چه امد نی است که بعد از تولد باید انتظا ر مرگ را کشید. نفرین بر این زندگی


**************

بغضم چه بیهوده در لابه لای قطره های باران پنهان می شود و من چه عمیق فکر میکنم که درختان ایستاده دعا میخوانند...

**************

كاش كسي بود امشب با من كمي قدم ميزد... كمي شعر ميخواند و كمي حرف ميزد.. و من برايش درد و دل مي كردم و برايش اشك مي ريختم.. كاش كسي بود امشب و من برايش چاي ميريختم و او با لبخندي و نگاهي برايم دست تكان ميداد.... كاش كسي بود امشب...

**************

هنوز گریه هات یواش یواشه هنوزم شوق دیدن سرجاشه هنوز قصه همونه که همونه آره آخرشو تقدیر می دونه بذار تا روی مهتاب پا بذارم می خواستم عشقو اونجا جا بزارم فرار از سکوت این ستاره که نور خوب چشماتو نداره نوشتم باز یک لب بسته نامه که عشقت آخرین حرف لبامه

**************

مرگ سهم ماست می دانم قسمت چشمهای بارانی گریه بی صداست می دانم مادرم با نگاه خود می گفت زندگی اشتباست می دانم یک نفر بهانه می گیرد در دلش جای پاست می دانم یک نفر بی گناه می میرد آه او آشناست می دانم

**************

چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست


**************

بین ما فاصله ای نیست بجز فراموشی... تو را به یاد خواهم آورد... تو را به یاد خواهم داشت... تو را هر شب در رویاهایم تکرار خواهم کرد... و هر روز صبح که بر می خیزم... گوشه ی لبم لبخندست... بین من و تو رازهای نگفته ایست... که هرگز به کلام نخواهم آلود...

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 13:22 |

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو

 

 ازت

 

دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو

 

 قلبت هدیه

 

 داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت

 

 شی

 

 حس کنی که هنوز هم دوسش داری

 

 

چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری

 

تکیه بدی

 

 که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له

 

شده

 

 

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف

 

بزنی اما

 

وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی

 

 

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک

 

گونه ها

 

 تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که

 

هنوز هم دوسش داری

 

 

چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی

 

و هزار

 

بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب

 

بگی گل من باغچه نو مبارک

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 12:57 |

آدمک آخر دنیاست بخنــــد

آدمک مرگ همین جاست بخنــد


دست خطــی که تو را عـاشق کرد

شوخی کاغــذی ماست بخنــد

آدمک خر نشــوی گریه کنی !

کل دنیا ســراب است بخنــد

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخنـد ....

 

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 12:54 |

 

بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند
   قاب عكس توست اما شيشه ي عمر من است
               بوسه بر مويت زنم , ترسم كه تارش بشكند
                        تار موي توست اما ريشه ي عمر من است

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 12:53 |
گمان کردم که او عاشق ترین عاشق در این دنیاست

گمان کردم که غمخواری برای یک دل تنهاست

از عشق خود به من میگفت از عاشق ها سخن میگفت

از اشکی داغ وآتشزن همیشه چشم او پر بود

ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنها تظاهر بود

همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی هاتظاهر بود

به خود گفتم دوباره بخت یارم شود

به خود گفتم که پایانی برای انتظارم شود

به خود گفتم دوباره نوبت فصل بهارم شود

ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنها تظاهر بود

همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی ها تظاهر بود....تظاهر بود .....تظاهر بود... .

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 12:40 |
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.

اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .

بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .
هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.

تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.

هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .

شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.

به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .

هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني.

خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .

زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .

گابريل گارسيا ماركز
+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 12:37 |

تو مرا می فهمی 


من تو را می خواهم


وهمین ساده ترین قصه یک انسان است

تو مرا می خوانی

 
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم

 
و تو هم می دانی

 
تا ابد در دل من می مانی

...

setaresetaresetare

آرزويم اين است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد...

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز....

و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي....

عاشق آنكه تو را مي خواهد...

و به لبخند تو از خويش رها مي گردد...

 و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد!

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 12:35 |

من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم
وقتی فایده ا  ی نداره غصه خوردن واسه چی
واسه عشقهای تو خالی ساده مردن واسه چی
نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمی خوام گناه بی عشقی بیو فته گردنم
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزومه آماده شم
یا یه موجود کم و با افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط
بدو خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدا چه قدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دل و با خودت نبین
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزمه آماده شم
یا یه موجود کم و پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
این همه چرخیدیو  چرخوندی آخرش چی شد
اون بلیط شانس بگو قسمت کی شد
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست
این همه تلسم و بکرجای خوش دنیاکجاست
نمی خوام در به دره پیج و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجوده کمو پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 12:31 |
در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی؟عشق من در ایینه ای است که هر روز در ان مینگری......چشمان تو قبله عشق من است من به ان مینگرم وزیر سایه بان ابروهایت به خواب میروم.خوابی عمیق به عمق اقیانوس. در مهربانی لبهایت خنده می روید. در خمار چشمانت عشق غنچه ترد لبانت را چشیدم و بوییدم گل بلورین تو را تا اعماق وجودم
با جمله جاری میشوم احساسم در کالبدی سپید
+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 12:27 |
 

من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام

عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد

عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است

آزادی معبود من است

به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است

هر دردی بی درد است

هر زندانی رهایی است

هر جهادی آسودگی است

هر مرگی حیات است

مرا اینچنین پرورده اند من اینچنینم

پس چرا از فردا می ترسم

 من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 12:21 |
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
- پنج وارونه چه معنا دارد
+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 12:16 |
برای فروردین:
که به جهان بیاموزد عشق "معصومیت" است واز جهان بیاموزد که عشق "اعتماد" است.

برای اردیبهشت:
که به جهان بیاموزد عشق "صبر و تحمل" است واز جهان بیاموزد که عشق "بخشش وگذشت" است.

برای خرداد:
که به جهان بیاموزد عشق "آگاهی" است واز جهان بیاموزد که عشق "احساس" است.

برای تیر:
که به جهان بیاموزد عشق "فداکاری" است واز جهان بیاموزد که عشق "آزادی " است.

برای مرداد:
که به جهان بیاموزد عشق "شور و نشاط" است واز جهان بیاموزد که عشق "فروتنی" است.

برای شهریور:
که به جهان بیاموزد عشق "نیاز" است واز جهان بیاموزد که عشق "کمال" است.

برای مهر:
که به جهان بیاموزد عشق "زیبایی" است واز جهان بیاموزد که عشق "هماهنگی" است.

برای آبان:
که به جهان بیاموزد عشق "هیجان" است واز جهان بیاموزد که عشق "تسلیم شدن" است.

برای آذر:
که به جهان بیاموزد عشق "صمیمیت" است واز جهان بیاموزد که عشق "وفاداری" است.

برای دی:
که به جهان بیاموزد عشق "عقلانی" است واز جهان بیاموزد که عشق "از خود گذشتگی" است.

برای بهمن:
که به جهان بیاموزد عشق "اغماض" است واز جهان بیاموزد که عشق "یگانگی" است.

برای اسفند:
که به جهان بیاموزد عشق "رحم وشفقت" است واز جهان بیاموزد که عشق "همه چیز" است
+ نوشته شده توسط ARASH در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 18:33 |
گاهی تنها مرگ است که سکوت را درهم می شکند و امکان سخن درباره زندگی را مهیا می سازد؛
چنان که فراق است که این موهبت را به عشق اهدا می کند.
من در زندگانی ام برای گوهر جانم جوینده یی و برای نوای درونم شنونده یی نیافتم
و به ناگزیر تنهایی و سکوت پیشه کردم.
اما اکنون سرنوشت سهمناک و رازناک مرگ سبب شده است تا
بتوانم سرشت سوگناک و همزمان طربناک زندگی را برایتان بسرایم،
پس سکوتم را می شکنم و آتش جانم را زبانه می کشم تا شاید جان های شیفته آن را بنوشند و بیندیشند.
نخست باید از عشقم به همه شما بگویم. من همه شما را بیش از همه دوست داشتم.
دردآشنای شما بودم و تا آنجا که توانی داشتم با رنج هایتان رنج کشیدم و با شادی تان شاد گشتم.
هر زخمی که بر تن شما می نشست تن مرا می آزرد و هر التیامی که می یافت تسلای من می بود.
گاه زخم ها را پیش تر از آنکه برجان شما نشیند به جان خود می خریدم
و گاه نیز پنهان و خاموش رنج هایتان را به دوش می کشیدم تا شما شادمان و با هم مهربان بمانید.
من عاشق انسان بودم و در عمق جانم در برابر همه رنج هایش تعظیم کردم.
من انسان را رنج کشیدم و به راستی، این اشتیاق وصف ناشدنی ام به رنج بردن مایه نیکبختی ام بود.
اینچنین بود آنگاه که همه رنج ها را به جان می خریدم، انگار، هیچ رنجی نمی کشیدم.
گویی رویین تنم یا آنکه بارها و بارها زیسته ام که می توانم اینگونه در رنج ها سبکبار بزیم و باز هم به زندگی رنجبار «آری» بگویم.
من شما را هیچ گاه از یاد نبردم. آیا شما مرا از یاد خواهید برد؟
دوستدارتان را، غمخوارتان را، دردآشنایتان را؟
اگر مرا فراموش نمی کنید و افزون بر آن، شوق آن دارید که مرا شاد کنید،
پس بدانید بهترین ارمغان شما برایم شادی و سرورتان است و پس از آن پایداری و شکیبایی تان در برابر رنج ها و آلام زندگی.
پس شادی تان را به من هدیه کنید و اگر هیچ شادی نداشتید، پس رنج هایتان را نزد من آورید.
بدانید شادی را نیز باید خود، و از درون خود، بسازید.
زیرا شادی چیزی برون از شما نیست که به آن بیاویزید.
«پوسیدن یا روییدن؛ مساله این است،» در فقدانم،
اگر چه هر دو ممکن است، اما من می گویم دشوار را برگزینید.
روییدن باید، نه پوسیدن، پروریدن باید و نه پژمردن و فسردن،
روییدن یعنی از خاک مرده، برای خود و دیگران، کیمیای زندگی پروریدن.
«گریستن یا نگریستن؛ مساله این است،» در حرمانم،
اگر چه هر دو ممکن است، اما باز می گویم دشوار را برگزینید.
نگریستن باید؛ نه گریستن، اندیشیدن باید؛ و نه رنجیدن و موییدن،
نگریستن یعنی به دیگری چشم گشودن و فردیت و وضعیت رنجزای او را در زندگی دریافتن.
من با گریستن و شیون و ناله کردن برنمی گردم. حتی با خون گریه کردن و گریبان دریدن نیز برنخواهم گشت.
اما این واقعیت نباید این توهم را برایتان ایجاد کند که من بازگشت ناپذیرم.
نه، من به سوی شما بازخواهم گشت، آنگاه که مرا بنگرید و بیندیشید.
«بودن یا نبودن؛ مساله این است،» در فراقم،
به جای آنکه مدام به بودن یا نبودنم پس از مرگ بیندیشید، اندکی به بودن یا نبودنم پیش از مرگ بیندیشید.
مساله سترگ بودن یا نبودن را باید در افق زندگی و نه در فراسوی آن پرسید.
می گویید آخر بودنت پیش از مرگ بدیهی است؛ تو زنده بودی. تو در میان ما بودی.
آه، پاسخی بی مایه بر پرسشی گرانمایه، به معیارهایتان برای «بودن» و «زنده بودن»
تردید کنید، من بسی پیش تر از آنکه شما می پندارید مرده بودم و از میانتان رفته بودم.
دو مرگ در زندگی ام، پیوسته، سایه افکنده بودند؛ مرگی تلخ و مرگی شیرین.
زندگی من، در واقع، پیکار قاصدان این دو بود؛ قاصد شوم «فراموشی» و قاصد فرخنده «عشق».
مرگ من نیز پایان تراژیک این پیکار نفسگیر و بی امان بود.
مرگ تلخ و اسفناکم را کسی درنیافت، من از شوکران فراموشی مرده بودم.
آدمی با درک ناشدن هستی اش نیست می شود و می میرد، چنانچه با ادراک، جان می گیرد و احیا می شود.
آری، «بودن همان ادراک شدن است». این قانون در زندگی انسان ها، همیشه، پابرجا است؛
«هر کس تا بدان حد موجودیت دارد که درک می شود؛ فکر می شود».
پس بهتر است بگوییم؛ «من فکر می شوم، پس هستم،»
امروزه «دیگری» با بی فکری از دست می رود و هیچ بیمه و ضمانتی هم این ضایعه را در برنمی گیرد.
تهدیدگر زندگی انسان ها، در جوامع امروزی، نه تسلیحات کشتار جمعی که همین بیگانگی و گسیختگی میان آنها است.
این کشتار دسته جمعی است که مدام در روزگار ما فاجعه می آفریند.
این مرگ شوم را طرد کنید و از این وانهادگی و بی خویشتنی اسف انگیز در زندگی خود احتراز کنید،
مرگ شیرین و طربناکم را نیز کسی درنیافت، من با شهد عشق مرده بودم.
این مرگ جادویی که بودن حقیقی ام در آن نهفته بود.
عشق فرزند مرگ است و زندگی فرزند عشق.
ققنوس عشق از خاکستر خود زاده می شود.
عشق تنها جان های مرده را زنده می سازد و فقط روح های رهیده را آرمیده می گرداند.
پس بمیرید تا نمیرید و بدانید این مرگ تنها راه رهایی تان از زندگی مرگبار است.
از مرگ نهراسید، مرگ بد ترین اتفاقی نیست که می تواند در زندگی تان رخ دهد؛
چیزهایی مهم تر از خود زندگی را نیز می توان در زندگی از دست داد.
آیا نباید بر انسانی که به عشق زنده نیست و شعله انسان دوستی در جان و دلش فروزنده نیست، نمرده نماز کرد؟
آری، چه حقیر است مرگ زندگی در برابر مرگ عشق،
من با مرگ نمردم، که دوباره زاده شدم.
مرگ برایم نه فاجعه یی غیرمنتظره که تولدی دوباره بود،
چرا که من عاشق توامان مرگ و زندگی بودم و مرگ برایم نه نفی زندگی که اوج آن بود.
عاشقان نه چون باید، که چون می خواهند، می میرند
و مرگ را نه عاجزانه، که مردانه، در آغوش می گیرند و از او عمری جاودان می ستانند.
مرگ عشق مرگ زندگی است، اما عشق به مرگ، چون مرگ از عشق، تولد زندگی است.
هیچ چیز، حتی مرگ، علیه زندگی نیست.
همه چیز، چه رنج و چه لذت، چه اندوه و چه شادی، چه جوانی و چه پیری، چه بیماری و چه سلامت،
همه و همه، سربازان و کارگزاران زندگی اند.
زنده زندگی کنید تا بیشتر از پیش خورشید عشقم بر شما بتابد.
بیشتر از آنکه آواز بلند یک خوشبختی را سر دهد یا جشن بزرگ یک پیروزی را برپا کند.
اگر زنده زندگی کنید من نخواهم مرد، نخواهم فسرد و نخواهم پژمرد،
که دوباره در کنارتان خواهم رویید، خواهم بالید و خواهم شکوفید.
مرا در زندگی خواهید یافت. ضربان حضورم و جریان بودنم را، همیشه، در همه جا، و در همه چیز، در خواهید یافت؛
در زمین، کوه، جنگل، نسیم، ستاره، آفتاب، باران، راه، نگاه، تبسم، سکوت، مکالمه، تردید، فلسفه، شعر، موسیقی،
میهن، سیاست، شهامت، ایمان، وفاداری، فداکاری و در هر آنچه که با انسان بیگانه نیست؛ حتی مرگ.
مرا در مرگ نیز خواهید یافت. در مرگ هم شکلی دیگر از بودنم و حضور دوباره ام را احساس خواهید کرد.
مرگ اندیش باشید، اما به مرگ هم در نسبتش با زندگی بیندیشید.
آخر از زندگی چه می دانید که بخواهید از فراسویش بدانید.
در اندیشه نامیرایی جان نباشید، چند جان میرا برایتان بهتر از یک جان نامیرا است.
بگذارید راهی که تا کنون «بازآمده» یی نداشته است، همچنان اسرارآمیز و در بوته رمز و راز باقی ماند.
به راز می توان با ایمان آویخت؛ اما از اندیشه در باب آن باید گریخت.
اندیشیدن به فراسوی مرگ می تواند برای زندگی تان زیانبار هم باشد.
مرگ اندیشی باید شما را به همین زندگی اینجایی و اکنونی فراخواند، نه آنکه همین نقد موجود را بازستاند.
پلشتی ها را بپالایید و پاکی ها را در خود بیارایید تا آنکه
دوباره معنای زمین را به زمین برگردانید و زندگی را در آن بازآفرینید.
چون گل ها، در کنار هم، بتراوید و چون باران، بر هم، ببارید.
چون درختان سرو سرافراز، قامت برافرازید و به زندگی و رنج هایش لبخند زنید،
زیرا زندگی جز رقص شادمانه بر رنج های زندگی نیست.
آشتی کنید با رنج های زندگی تا آنها را به خوشبختی برای خود و دیگران مبدل سازید.
کودک شوید تا پرنده وار و سبکبار بر سختی ها و سنگینی های زندگی غلبه کنید.
زندگی کنید بی آنکه چیزی عشق، شادی، اندیشه و آزادی تان را سلب کند.
شاید که روزی بر ناباوران نیز آشکار شود که بی اینها راهی به سوی خوشبختی نیست
و از این رو، آنها نیز به شما بپیوندند و برای جبران آنچه فروگذار کرده اند، بیشتر انسان را دوست داشته باشند.
بیشتر شادمانی را بگسترانند، بیشتر از همه رنج عشق را بچشند و اندوه دیگری را دریابند.
انسان را رنج کشند و رنجش را به شادمانی مبدل سازند.


+ نوشته شده توسط ARASH در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 18:27 |
- شايد يه روزي كسي رو كه باهاش خنديدي فراموش كني! اما كسي رو كه باهاش گريه كردي..... هرگز


- زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است


- دوست دارم نه به اندازهء بارون چون یه روز بند میاد.دوست دارم نه به اندازهء برف چون یه روز اب میشه...

دوست دارم نه به اندازهء گل چون یه روز پژمرده میشه...دوست دارم به اندازهء اسمونا چون از هر طرفش بری تمومی نداره...
 
- اسارت در عشق زیباترین اسارتیست که مفهوم رهایی را می شود از ان فهمید و من دیر زمانیست که اسیر این رهایی شدم و من از پشت میله های اسارت فریاد می زنم که دوستت دارم...


زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي


- عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست عشق آن است كه يكي براي ديگري چتر شود وديگري هيچ وقت نفهمد كه چرا خيس نشده


- وقتي به آسمون نگاه ميکني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه ميکنن!!
+ نوشته شده توسط ARASH در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 18:22 |
بچه ها همیشه سعی کنیم از مشکلات پلی برای عبور بسازیم نه گردابی

برای فرو رفتن...

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ می گوید!!!حقیقت را کسی

می گوید که برای تو زندگی می کند...

هرگز نمی توانی یک مشت اب را در دستت بفشاری ولی اگر به ارامی دستت را در اب رها کنی

می بینی که با تمام وجود اب را حس می کنی...

بعضی فکر می کنند که منصفانه نیست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته ولی بعضی دیگه

خدا رو ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته...

 

وقتی که به هم که میرسیم

سه نفریم

من وتو وبوسه

از هم که جدا میشویم

چهار نفریم

تو وتنهایی

من وعذاب...

 

نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود

بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود

بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود

بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود

وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

 

وقتی اشتباه بزرگی ازش سر زد و نتونستی ببخشیش...فکر نکن گناهش بزرگه...

بدون که روح واقعا کوچیکی داری

 

 

+ نوشته شده توسط ARASH در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 18:17 |
بچه ها همیشه سعی کنیم از مشکلات پلی برای عبور بسازیم نه گردابی

برای فرو رفتن...

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ می گوید!!!حقیقت را کسی

می گوید که برای تو زندگی می کند...

هرگز نمی توانی یک مشت اب را در دستت بفشاری ولی اگر به ارامی دستت را در اب رها کنی

می بینی که با تمام وجود اب را حس می کنی...

بعضی فکر می کنند که منصفانه نیست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته ولی بعضی دیگه

خدا رو ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته...

 

وقتی که به هم که میرسیم

سه نفریم

من وتو وبوسه

از هم که جدا میشویم

چهار نفریم

تو وتنهایی

من وعذاب...

 

نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود

بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود

بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود

بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود

وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

 

وقتی اشتباه بزرگی ازش سر زد و نتونستی ببخشیش...فکر نکن گناهش بزرگه...

بدون که روح واقعا کوچیکی داری

 

 

+ نوشته شده توسط ARASH در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 18:17 |
زندگي مثل بستني مي ماند، اگر نخوري اب مي شود . پس بخور و از شيريني ان لذت ببر!

 

تو که خوشحالی دلم را شکستی بدان ای بیچاره کور، آن چه را که شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی

 

وقتي كسي نيست كه به اون فكر كني به اسمان بيانديش چون در اسمان كسي هست كه به تو فكر مي كند...

 

میگویند یک دقیقه طول میکشد تا شخصه خاصی رو بیابی

یک ساعت طول میکشد تا او را ستایش کنی

یک روز طول میکشد تا دوستش بداری

اما یک عمرتا فراموشش کنی

 

هر کس بد ما به خلق گوید
ما چهره خود ز غم خراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم

 

هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود...

 

هرگز در زندگی اخم نکن چون ممکنه یه نفرفقط به لبخند تو زنده باشه....

 

خطا کردن کاری انسانی است و اما تکرار آن از انسانیت به دور است.

+ نوشته شده توسط ARASH در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 18:3 |
حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنه ......

اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است


روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند // ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند / گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند // آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند / عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند // خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد / عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد

زندگي سه چيز است : 1. اشكي كه خشك مي شود . 2. خنده اي كه محو مي شود . 3. يادي كه در ديار فراموشي مي ماند
+ نوشته شده توسط ARASH در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 17:57 |
در بطن هر اشتباهی،حقیقتی نهفته است.

توی دنیا عاشقا چه بی کسن /عاشقیا عاقبتش خار و خسن
اینا رو گفتم تا بدونی/عاشقی کاری خطرناکه حسن

می دونی فرق تو با فرغون چیه؟فرغون گِل می بره ولی تو دل می بری

اگه یک رنگ بشی باهات هستم/نمک پرورده دستات هستم
اگه پا روی حرمت ها نذاری/همیشه خاک زیرپات هستم

می دونی”بنی آدم اعضای یکدیگرند”یعنی چی؟یعنی تو قلب منی

می گن قلب آدما اندازه مشتشونه،اما چه جوری یه دنیا محبت،یه آسمون صداقت،یه کهکشان مهربانی، و یه دریا عشق توی قلبت جا شده

به غضنفر گفتند اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکار می کنی؟
گفت منم بهش دست می دم.

به غضنفر می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور

بی تو هرگز نمی تونم زندگی کنم…پس بیا با هم گور به گور بشیم.

برای کشف اقیانوسها باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم.

در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست        عهد با هرکه بستیم جان ما در دست اوست

شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن… از کنارت رفته ام ولی فراموشم نکن

ردپایم بی صداست   عشق من بی انتهاست…   ردپای اشکهایم را بگیر   تا بدانی خانه عاشق کجاست

چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند بی تو آسمان دلم همیشه ابریست

هر انسانی لبخندی از خداست؛ تقدیم به تو که زیباترین لبخند خدایی!

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر.

نه از خاکم نه از بادم     نه در بندم نه آزادم    نه آن لیلاترین مجنون    نه شیرینم نه فرهادم    فقط مثل تو غمگینم    فقط مثل تو دلتنگم    اگر آبی تر از آبم    اگر همزاد مهتابم    بدون تو چه بی رنگم    بدون تو چه بی تابم…

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم…  مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم

سنگی که طاقت ضربه های تیشه رو نداره تندیسی زیبا نمی شه.فقط یکبار فرصت داری تا از وجودت تندیس بسازی ،پس از زخم تیشه خسته نشو

در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا… تو گل ناز منی از دور می بوسم تورا…

مرامی ترین اس ام اس های۸۶
چروک لباتیم، بخند فناشیم
از شرکت فرش مزاحمتون میشم. می خوام دلمو فرش زیر پات کنم که جز دل من هیچ جا پا نذاری! هرجا باشی فرش زیر پاتیم…
قرمزی چشاتیم؛ نفازولین بریز فناشیم!

صدات رو برام اس ام اس کن ،با نگاهت برام میس بزن،با قلبت بهم زنگ بزن،قلبم رو ویبرست تا من برات یه بوس بلوتوث کنم تا تو بزاری رو بک گراند لپت.

در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری

زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .

به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد

به غضنفر می گن نظرت راجع به ۴ معقوله شعور .عقل.فکر و درک چیه؟ می گه ما به اینا می گیم چهار محال بختیاری

غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

هیچ وقت رازت رو به کسی نگو وقتی خودت نمی تونی حفظش کنی چطور انتظار داری کسی دیگه برات راز نگهدار باشه ->
این چه عشقیست

خدایا من دلم را به تو سپرده بودم.ازتو خواسته بودم که دروازه های دل پر احساسم را تنها برای یک نفر باز کنی.

کسی که بتوانم در دنیای پر از عشق او گم شوم وخود را یارای مقابله با احساسی که او نسبت به من داردو احساسی که خود

نسبت دارم نبینم. و اگر دروازه های دل من را برای او باز کردی من را در دریای عشق بی انتهای او غرق کنی.

اما چه سود؟

کاش توانایی بیان احساساتم را داشتم کاش زبانم از بیان ان عاجز نبود

کاش او را با لبخندی از عشق سر مست وجود خود میکردم

کاش میدانست که انتظار در زندگی پر احساس من به پایان رسیده ومن تفاوت این احساس را که تنها نسبت به او دارم

با تمامی احساسهایی که در زندگی ام داشتم باور کرده ام

اما چه سود؟

ای کاشهای من هرگز به حقیقیت تبدیل نمیشودهرگز.

خدایا نمیدانم چرا با من اینگونه کردی.من تورا باور دارم و تو تمامی اعتماد من در زندگی هستی.کلید دروازههای دلم را نیز به همین دلیل به تو سپردم.

اما چه سود؟

اینک که تو آن را باز کرده ای نمیتوانم جوابگوی آن باشم

چرا اگر لحظه بزرگ زندگی من فرا رسیده و تو آن را برایم فراهم کردی.

زندگیام به سویی میرود که هر لحظه بیشتر مرا در خود غرق میکند؟

چرا نمیتوانم تصمیمی بگیرم که سراسر زندگیم را پراز نشاط کند؟

چرا قادر نیستم نه دلم را باز پس گیرم نه رهایش سازم تا با تپشهای تند وبی اندازه اش مر ابه سمت دنیای متفاوتی بکشاند؟

زمانی حاضر بودم هر بهایی را برای دلی که از احساس مالامال باشدبپردازم میخواستم رنگ عشق رابه زندگی ام بزنم.

میخواستم زندگی سیاه و سپیدم را با آن رنگی کنم.

اما حالا زندگی من با وجود عشق تنها رنگی که در آن به چشم میخورد سیاهی است.

وقتی صدایش را در وجود خود مرور میکنم می بینم در آن لحظه صدای او آرامشی بس عظیم برای دل خسته من بود.

صدایش نوید امنیتی بزرگ بود.امنیت و آرامشی که میتوانم تا ابد آن را از خود کنم.

میدانم که او نیز احساسی همانند من دارد.دوستم داردو دلش را با همه وجود به من داده است.

اما خداوندا من قادر به اسیر کردن این دل که هر لحظه هیجان بیشتری میتپد نیستم.اما میدانم که در زندگی کنونی من جایی برای عشق او نیست.خداوندا راهی برای من نمانده مرا یارای مقابله نیست دلم مرا میکشاند تا به سوی عشق او پرواز کنم.

اما من چاره ای جز تحمل این فشار حاصل از کشش قلبم ندارم چون میدانم هرگز نمیتوانم به آن پاسخی مطابق با خواسته دلم بدهم.

کاش هرگز تا آخرین لحظه زندگانیم قلبم برای کسی نمی تپید که مجبور باشم تا این تپش را در نطفه خفه کنم.

کاش هرگز از خدا نخواسته بودم که در دلم احساسی زیبا تر از همه احساس های دنیا قرار دهد.

اما صد افسوس که این اتفاق افتاد ومن در دنیای لبریز از تنهایی خود مجبور به کشتن احساسی هستم که روزی آرزوی بدست آوردنش را داشتم.میدانم که روزی پشیمان خواهم شدو افسوس لحظه هایی را که در آن هستم خواهم خورد اما این را نیز میدانم که زندگیم دگرگون تر از آن است که بتوانم کاری برای این احساس غریب اما دوست داشتنی انجام دهم.

زمانی آرزو میکردم واز خدا میخواستم که عشق را در زندگیم وارد کند اما خدایا چرا حالا؟

چرا زمانی که با سختی های زندگی ام دست و پنجه نرم میکنم

آن راکه برایم بیش از هر چیزی در زندگیم ارزش داشت به ارمغان آورده ای؟

نمیدانم هیچ چیز نمیدانم.حکمت تورا نیز نمیدانم اما در این لحظه آرزو دارم که به من توانی دهی

وقدرتی بخشی که بتوانم این عشق را فراموش کنم .آن را از دل خود خارج کنم

و کم کم در گوشه ای از زهنم جای دهم!

پسر بودن

تا حالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز میشن - با هم بسته میشن - با هم میخندن - با هم گریه میکنن - با هم میچرخن . جالب اینجاس که هیچکدوم هم اون یکی رو نمیبینه . دوستی یعنی این !!!! حالا دقت کردی این دو تا چشم فقط زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر میشه یکیشون بسته میشه و اون یکی باز میمونه (چشمک) . نتیجه گیری اخلاقی : دختر حتی بهترین و محکم ترین روابط دوستی رو هم به هم میزنه!

یکی به پسرش می گه می خوام برات زن بگیرم. پسر می گه نه حالا باشه…میگه : دختر بیل گیتسه ! نمی خوای ؟ پسر لبخند میزنه و میگه : باشه! بعد میره پیش بیل گیتس و می گه :دخترتو عروس نمی کنی؟ می گه نه! میگه : پسر من معاون رییس جمهوره ها ! بیل گیتس لبخند می زنه و میگه :باشه! بعد میره پیش رییس جمهور میگه : معاون نمی خوای ! میگه نه ! میگه : اگه داماد بیل گیتس باشه چطور ! رییس جمهور لبخند می زنه و میگه :باشه ….. سیاستو حال کردین ؟

دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، . چون یه روز تموم میشه . دوستت ندارم به اندازی خورشید، . چون غروب میکنه . دوستت دارم . به اندازی روت که هیچوقت کم نمیشه !

بگیر از من تو این دل یاد بودی…. که تنها لایق این دل تو بودی … هزاران خواستند این دل بگیرند …. ندادم چون عزیز دل تو بودی

رابطه دوستی خوب مثل رابطه دست وچشم می مونه وقتی دستت زخمی میشه چشمت گریه می کنه ووقتی چشمت گریه میکنه…..دستت گریه رو پاک میکنه

الهی سهمیه بنزٍینت نصف بشه!

جوک جدید نداری عکست رو بده یه کم بخندیم

برای شادی روح بانو هن ۱۰ بار بگو لعنت بر بانو چوهی، این پیام رو برای ۱۰ نفر بفرست، حتما امشب یانگوم میاد به خوابت!

بنزیِن نگاهت رو برای قلبم سهمیِه بندی نکن!

توی ایران خراب‌تر از «بم» که نداریم؟ بمتم داداش!

گرد و خاک تنهایی دلم را با جاذبه نگاهت زدودی

خانه قلبم را از غم پاک کردی،
حالا که زحمت می کشی، یه دستمال هم روی میز بکش!

دستتو مشت کن…
مشته؟
مشته مشته؟
حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشی دوریمو نبینی!

o-<–<    >–>-o   o-<–<    o-<–<    o-<–<    >–>-o
اینا همه جنازه کسانی است که به تو چپ نگاه کردن!

سوراخ جورابتیم کوک بزنی فنا شدیم، چروک لباستیم اتو بزنی هلاک شدیم

دل به تو دادم که ناز کنی نگفتم که جیگرکی باز کنی

این اس ام اس رو به ۴ دلیل برات می فرستم:
۱- دوستت دارم
۲- خیلی باحالی
۳- به یادتم
۴- ارزش زنگ زدن رو نداری!

آیا می دانید میزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتیا ۶۰ درصد بیشتر از انواع پژو می باشد؟
روابط عمومی شرکت سایپا!

زندگی دو چیز به من آموخت . . .
که هرچی فکر می کنم یادم نمیاد چی بود!

همه واسه دوستشون گل می فرستن، من موندم  که واسه گلم چی بفرستم!

نه از خاکم نه از بادم     نه در بندم نه آزادم    نه آن لیلاترین مجنون    نه شیرینم نه فرهادم    فقط مثل تو غمگینم    فقط مثل تو دلتنگم    اگر آبی تر از آبم    اگر همزاد مهتابم    بدون تو چه بی رنگم    بدون تو چه بی تابم

+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیستم تیر 1387 و ساعت 18:15 |
کمک یک ویدیو پروژکتور بر روی پرده به نمایش درآورید. محیط این نرم افزار بر عکس محیط MS Word جای گزافه گویی نیست ، بلکه شما در آن رئوس مطالب را می گویید و شکلها و نمودارهای خود را در آن نمایش می دهید و در نهایت آنچه در ذهنتان می گذرد و در قالب بیان نمی گنجد را به تصویر میکشید. اسلایدهای حاصل در اصل پوستری از سخنان شما هستند. نکات کلیدی خاصی در پاورپوینت نهفته است که با دانستن آنها میتوانید به این بوم متحرک ، طراوت بیشتری ببخشید. در این ترفند قصد داریم به معرفی این نکات اساسی و کلیدی بپردازیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیستم تیر 1387 و ساعت 18:14 |
کمک یک ویدیو پروژکتور بر روی پرده به نمایش درآورید. محیط این نرم افزار بر عکس محیط MS Word جای گزافه گویی نیست ، بلکه شما در آن رئوس مطالب را می گویید و شکلها و نمودارهای خود را در آن نمایش می دهید و در نهایت آنچه در ذهنتان می گذرد و در قالب بیان نمی گنجد را به تصویر میکشید. اسلایدهای حاصل در اصل پوستری از سخنان شما هستند. نکات کلیدی خاصی در پاورپوینت نهفته است که با دانستن آنها میتوانید به این بوم متحرک ، طراوت بیشتری ببخشید. در این ترفند قصد داریم به معرفی این نکات اساسی و کلیدی بپردازیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیستم تیر 1387 و ساعت 18:11 |

http://www.aftab.ir/news/2006/oct/08/images/e809c97590ec51712771221ce9f8effd.jpg

مهمترین و حساس ترین عضو بدن که در عین حال نقش مهمی در زیبایی ایفا می کند, پوست است. بهتر است

بگوییم پایه زیبایی صورت داشتم پوستی زیبا , سالم و نرم است. به چند نکته مهم برای داشتن پوستی سالم

توجه کنید:

۱- تغذیه مناسب اثر بسیار مطلوبی روی پوست صورت دارد. میوه و سبزیجات تازه( بخصوص سبزیجاتی که رنگی

هستند مانند هویچ, گوجه فرنگی و کرفس) را حتما در رژیم غذایی خود جای دهید.

۲- از خوردن سرخ کردنی ها و سسهای چرب خودداری کنید.

این را بدانید که اولین اصل برای داشتن پوست زیبا و شاداب , درونی سالم است.

۳- یکی از مهمترین مراقبت های پوست تمیز نگاه داشتن آن است. گرد و غبار , آلودگی هوا, کم بودن رطوبت هوا

از جمله عواملی هستند که باعث پیری زود رس می شوند. اما در ابتدا به چگونگی تمیز کردن پوست صورت می

پردازیم

بهترین روش برای از بین بردن آلودگی پوست, پاک کننده های مناسب است هرگز از صابون عادی برای شستشو

صورت استفاده نکنید زیرا باعث خشکی و شکستگی آن می شود.

هرگز با آرایش نخوابید, زیرا بهترین زمان برای تغذیه و تنفس پوست شب هاست. بنابر این قبل از خواب صورت خود

را تمیز کنید و سپس کرم شب و دور چشم را استفاده کنید. برای تمیز کردن صورت به این نکات توجه کنید.

۱- ابتدا صورت خود را با شیر پاک کن تمیز نموده سپس با آب فراوان ۱۰ تا ۱۵ بار شستشو دهید.

۲- بدون اینکه پوست را خشک کنید بعد از ۵ دقیقه کرم شب را به صورت مالیده و کرم دور چشم را زیر چشم از

استخوان بالای گونه به طرف داخل با نوک انگشتان با حرکاتی آرام بمالید.

هرگز دور چشم را ماساژ ندهید زیرا وست این ناحیه بسیار حساس است , سعی کنید همیشه دور چشم را

مرطوب نگه دارید.

+ نوشته شده توسط ARASH در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت 23:5 |
این ویتامین ها باید به طور پیوسته در رژیم غذایی بدنسازان وجود داشته باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ARASH در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 12:43 |


Powered By
BLOGFA.COM



Javascripts