در بطن هر اشتباهی،حقیقتی نهفته است.
توی دنیا عاشقا چه بی کسن /عاشقیا عاقبتش خار و خسن
اینا رو گفتم تا بدونی/عاشقی کاری خطرناکه حسن
می دونی فرق تو با فرغون چیه؟فرغون گِل می بره ولی تو دل می بری
اگه یک رنگ بشی باهات هستم/نمک پرورده دستات هستم
اگه پا روی حرمت ها نذاری/همیشه خاک زیرپات هستم
می دونی”بنی آدم اعضای یکدیگرند”یعنی چی؟یعنی تو قلب منی
می گن قلب آدما اندازه مشتشونه،اما چه جوری یه دنیا محبت،یه آسمون صداقت،یه کهکشان مهربانی، و یه دریا عشق توی قلبت جا شده
به غضنفر گفتند اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکار می کنی؟
گفت منم بهش دست می دم.
به غضنفر می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور
بی تو هرگز نمی تونم زندگی کنم…پس بیا با هم گور به گور بشیم.
برای کشف اقیانوسها باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم.
در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست عهد با هرکه بستیم جان ما در دست اوست
شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن… از کنارت رفته ام ولی فراموشم نکن
ردپایم بی صداست عشق من بی انتهاست… ردپای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست
چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند بی تو آسمان دلم همیشه ابریست
هر انسانی لبخندی از خداست؛ تقدیم به تو که زیباترین لبخند خدایی!
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر.
نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم…
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم… مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم
سنگی که طاقت ضربه های تیشه رو نداره تندیسی زیبا نمی شه.فقط یکبار فرصت داری تا از وجودت تندیس بسازی ،پس از زخم تیشه خسته نشو
در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا… تو گل ناز منی از دور می بوسم تورا…
مرامی ترین اس ام اس های۸۶
چروک لباتیم، بخند فناشیم
از شرکت فرش مزاحمتون میشم. می خوام دلمو فرش زیر پات کنم که جز دل من هیچ جا پا نذاری! هرجا باشی فرش زیر پاتیم…
قرمزی چشاتیم؛ نفازولین بریز فناشیم!
صدات رو برام اس ام اس کن ،با نگاهت برام میس بزن،با قلبت بهم زنگ بزن،قلبم رو ویبرست تا من برات یه بوس بلوتوث کنم تا تو بزاری رو بک گراند لپت.
در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
به غضنفر می گن نظرت راجع به ۴ معقوله شعور .عقل.فکر و درک چیه؟ می گه ما به اینا می گیم چهار محال بختیاری
غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
هیچ وقت رازت رو به کسی نگو وقتی خودت نمی تونی حفظش کنی چطور انتظار داری کسی دیگه برات راز نگهدار باشه ->
این چه عشقیست
خدایا من دلم را به تو سپرده بودم.ازتو خواسته بودم که دروازه های دل پر احساسم را تنها برای یک نفر باز کنی.
کسی که بتوانم در دنیای پر از عشق او گم شوم وخود را یارای مقابله با احساسی که او نسبت به من داردو احساسی که خود
نسبت دارم نبینم. و اگر دروازه های دل من را برای او باز کردی من را در دریای عشق بی انتهای او غرق کنی.
اما چه سود؟
کاش توانایی بیان احساساتم را داشتم کاش زبانم از بیان ان عاجز نبود
کاش او را با لبخندی از عشق سر مست وجود خود میکردم
کاش میدانست که انتظار در زندگی پر احساس من به پایان رسیده ومن تفاوت این احساس را که تنها نسبت به او دارم
با تمامی احساسهایی که در زندگی ام داشتم باور کرده ام
اما چه سود؟
ای کاشهای من هرگز به حقیقیت تبدیل نمیشودهرگز.
خدایا نمیدانم چرا با من اینگونه کردی.من تورا باور دارم و تو تمامی اعتماد من در زندگی هستی.کلید دروازههای دلم را نیز به همین دلیل به تو سپردم.
اما چه سود؟
اینک که تو آن را باز کرده ای نمیتوانم جوابگوی آن باشم
چرا اگر لحظه بزرگ زندگی من فرا رسیده و تو آن را برایم فراهم کردی.
زندگیام به سویی میرود که هر لحظه بیشتر مرا در خود غرق میکند؟
چرا نمیتوانم تصمیمی بگیرم که سراسر زندگیم را پراز نشاط کند؟
چرا قادر نیستم نه دلم را باز پس گیرم نه رهایش سازم تا با تپشهای تند وبی اندازه اش مر ابه سمت دنیای متفاوتی بکشاند؟
زمانی حاضر بودم هر بهایی را برای دلی که از احساس مالامال باشدبپردازم میخواستم رنگ عشق رابه زندگی ام بزنم.
میخواستم زندگی سیاه و سپیدم را با آن رنگی کنم.
اما حالا زندگی من با وجود عشق تنها رنگی که در آن به چشم میخورد سیاهی است.
وقتی صدایش را در وجود خود مرور میکنم می بینم در آن لحظه صدای او آرامشی بس عظیم برای دل خسته من بود.
صدایش نوید امنیتی بزرگ بود.امنیت و آرامشی که میتوانم تا ابد آن را از خود کنم.
میدانم که او نیز احساسی همانند من دارد.دوستم داردو دلش را با همه وجود به من داده است.
اما خداوندا من قادر به اسیر کردن این دل که هر لحظه هیجان بیشتری میتپد نیستم.اما میدانم که در زندگی کنونی من جایی برای عشق او نیست.خداوندا راهی برای من نمانده مرا یارای مقابله نیست دلم مرا میکشاند تا به سوی عشق او پرواز کنم.
اما من چاره ای جز تحمل این فشار حاصل از کشش قلبم ندارم چون میدانم هرگز نمیتوانم به آن پاسخی مطابق با خواسته دلم بدهم.
کاش هرگز تا آخرین لحظه زندگانیم قلبم برای کسی نمی تپید که مجبور باشم تا این تپش را در نطفه خفه کنم.
کاش هرگز از خدا نخواسته بودم که در دلم احساسی زیبا تر از همه احساس های دنیا قرار دهد.
اما صد افسوس که این اتفاق افتاد ومن در دنیای لبریز از تنهایی خود مجبور به کشتن احساسی هستم که روزی آرزوی بدست آوردنش را داشتم.میدانم که روزی پشیمان خواهم شدو افسوس لحظه هایی را که در آن هستم خواهم خورد اما این را نیز میدانم که زندگیم دگرگون تر از آن است که بتوانم کاری برای این احساس غریب اما دوست داشتنی انجام دهم.
زمانی آرزو میکردم واز خدا میخواستم که عشق را در زندگیم وارد کند اما خدایا چرا حالا؟
چرا زمانی که با سختی های زندگی ام دست و پنجه نرم میکنم
آن راکه برایم بیش از هر چیزی در زندگیم ارزش داشت به ارمغان آورده ای؟
نمیدانم هیچ چیز نمیدانم.حکمت تورا نیز نمیدانم اما در این لحظه آرزو دارم که به من توانی دهی
وقدرتی بخشی که بتوانم این عشق را فراموش کنم .آن را از دل خود خارج کنم
و کم کم در گوشه ای از زهنم جای دهم!
پسر بودن
تا حالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز میشن - با هم بسته میشن - با هم میخندن - با هم گریه میکنن - با هم میچرخن . جالب اینجاس که هیچکدوم هم اون یکی رو نمیبینه . دوستی یعنی این !!!! حالا دقت کردی این دو تا چشم فقط زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر میشه یکیشون بسته میشه و اون یکی باز میمونه (چشمک) . نتیجه گیری اخلاقی : دختر حتی بهترین و محکم ترین روابط دوستی رو هم به هم میزنه!
یکی به پسرش می گه می خوام برات زن بگیرم. پسر می گه نه حالا باشه…میگه : دختر بیل گیتسه ! نمی خوای ؟ پسر لبخند میزنه و میگه : باشه! بعد میره پیش بیل گیتس و می گه :دخترتو عروس نمی کنی؟ می گه نه! میگه : پسر من معاون رییس جمهوره ها ! بیل گیتس لبخند می زنه و میگه :باشه! بعد میره پیش رییس جمهور میگه : معاون نمی خوای ! میگه نه ! میگه : اگه داماد بیل گیتس باشه چطور ! رییس جمهور لبخند می زنه و میگه :باشه ….. سیاستو حال کردین ؟
دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، . چون یه روز تموم میشه . دوستت ندارم به اندازی خورشید، . چون غروب میکنه . دوستت دارم . به اندازی روت که هیچوقت کم نمیشه !
بگیر از من تو این دل یاد بودی…. که تنها لایق این دل تو بودی … هزاران خواستند این دل بگیرند …. ندادم چون عزیز دل تو بودی
رابطه دوستی خوب مثل رابطه دست وچشم می مونه وقتی دستت زخمی میشه چشمت گریه می کنه ووقتی چشمت گریه میکنه…..دستت گریه رو پاک میکنه
الهی سهمیه بنزٍینت نصف بشه!
جوک جدید نداری عکست رو بده یه کم بخندیم
برای شادی روح بانو هن ۱۰ بار بگو لعنت بر بانو چوهی، این پیام رو برای ۱۰ نفر بفرست، حتما امشب یانگوم میاد به خوابت!
بنزیِن نگاهت رو برای قلبم سهمیِه بندی نکن!
توی ایران خرابتر از «بم» که نداریم؟ بمتم داداش!
گرد و خاک تنهایی دلم را با جاذبه نگاهت زدودی
خانه قلبم را از غم پاک کردی،
حالا که زحمت می کشی، یه دستمال هم روی میز بکش!
دستتو مشت کن…
مشته؟
مشته مشته؟
حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشی دوریمو نبینی!
o-<–< >–>-o o-<–< o-<–< o-<–< >–>-o
اینا همه جنازه کسانی است که به تو چپ نگاه کردن!
سوراخ جورابتیم کوک بزنی فنا شدیم، چروک لباستیم اتو بزنی هلاک شدیم
دل به تو دادم که ناز کنی نگفتم که جیگرکی باز کنی
این اس ام اس رو به ۴ دلیل برات می فرستم:
۱- دوستت دارم
۲- خیلی باحالی
۳- به یادتم
۴- ارزش زنگ زدن رو نداری!
آیا می دانید میزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتیا ۶۰ درصد بیشتر از انواع پژو می باشد؟
روابط عمومی شرکت سایپا!
زندگی دو چیز به من آموخت . . .
که هرچی فکر می کنم یادم نمیاد چی بود!
همه واسه دوستشون گل می فرستن، من موندم که واسه گلم چی بفرستم!
نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم
+ نوشته شده توسط ARASH در پنجشنبه بیستم تیر 1387 و ساعت
18:15 |